تبليغاتX
درد و دل های یک دانشجوی مسلمان - مداحی سیاسی یا سیاستِ مداحی؟

حدود چندین سال پیش بود، با یکی از دوستان برای خواندن دعای عرفه به مجلس یکی از مداحان مشهور رفتیم. خیلی شلوغ بود و با تحمل سرما و سختی فراوان در خیابان جا گیر آوردیم و نشستیم. اواسط دعا بود که مداح دعا را رها کرد و شرع به گفتن نظرات سیاسی اش کرد. تمام حال معنوی مجلس که از مضامین زیبای دعا حاصل شده بود، متوجه نظرات سیاسی غالبا تُند مداح شد. مداح آنقدر ادامه داد که پیش خودم گفتم ما توی این سرما آمده ایم این جا دعا گوش کنیم یا نظرات سیاسی مداح را؟ اما این پایان کار نبود، چرا که رفته رفته صحبت های مداح به سمت توهین به شخصیت ها رفت و به یکی از افرادی که نزد دوستم آدم موجهی بود، توهین بسیار زشتی کرد. توهین هایی که به هیچ وجه زیبنده یک فرد منسوب به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که مظهر بزرگواری و ادب هستند، نبود. این توهین ها به حدی زیاد شد که دوستم صبرش را از دست داد و با ناراحتی از جایش بلند شد و رفت. آن قدر ناراحت بود که حتی وقتی من خواهش کردم بماند، قبول نکرد.

هیچ وقت تلخی رفتن او از مجلسی که قرار بود مجلس ذکر خدا باشد، نه مجلس توهین به عقاید یک دیگر، از ذهنم بیرون نرفته است. تنها چیزی که جای شکرش باقی بود، این بود که دوستم آدم دین داری بود، وگرنه اگر دین واقعی را نمی شناخت و این حرف ها را به پای دین می گذاشت، نتیجه ی آن حرف های مداح، چیزی جز فرار یک نفر از دین نمی شد. از همان موقع باخودم عهد کردم تا برای احترام و همدردی با تمام کسانی که به اسم دین به عقایدشان توهین می شود، پای منبرهایی که به جای پرداختن به ذکر خدا و اهل بیت علیهم السلام، به ایراد نظرات سیاسی حتی موافق نظرات من می پردازند و احکام ارتداد سیاسیون را صادر می نمایند، ننشینم. از مدت ها قبل قصد داشتم در نوشته ای نظراتم را در این مورد مکتوب کنم، که اخیرا دیدم جناب آقای حسین شریعتمداری مدیرمسول روزنامه کیهان، در سرمقاله اولین شماره روزنامه شان پس از عاشورا به دفاع از مداحی سیاسی پرداخته اند. این فرصت را غنیمت دانستم تا در ذیل مغالطه های ایشان مطالبی را در مورد مداحی سیاسی بیان کنم.(صحبت های ایشان را در این جا موجود می توانید بخوانید.)

1- در ابتدا باید منظور از مداحی سیاسی را مشخص کرد. آیا هدف از سیاسی کردن مراسم عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) حمایت از اصل نظام است یا ابرازنظرهای جناحی؟ آیا بحث آرمان های انقلاب اسلامی مطرح است یا بیان برداشت های سیاسی مان که صرفا حاصل شنیده هاست؟ آیا منظور از آدرس دادن دشمنان در مجالس سوگواری،دادن نشانه های بارز یک دشمن واقعی انقلاب یعنی ریا و نفاق است یا خواندن لیست افراد جناح مخالف مان و زدن انگ ضد انقلاب به کسانی که با آنها مشکل داریم؟ متاسفانه امروزه اکثر مجالس مذهبیِ به ظاهر سیاسی ما و به طور کلی تر مجامع سیاسی کشور، جزء دسته دوم هستند که در آن ها به ایراد مطالب نسنجیده و دشمن شادکُن پرداخته می شود که نه تنها کمکی به اصل نظام نمی کند، بلکه نتیجه ای جز تشویش اذهان و دین گریزی مردم نخواهد داشت.

2- هرچند که مشخص نیست، اما انشاء الله منظور آقای شریعتمداری از سیاست همان دسته اول یعنی دفاع از اصل نظام باشد. خود ایشان هم  به عبارت سياست بازي يا سياسي در ابتدای نوشته شان اشاره کرده اند، ولی در هیچ جایی به تفاوت بین این دو اشاره ای نکرده اند. این در حالی است که معلوم نیست آقای شریعتمداری از کدام گروه از مداحان و سخنرانان در پایان متن شان دفاع کرده اند. 

3- با اجازه آقای شریعتمداری، من می خواهم بالاتر از این را بگویم. آیا ایشان مدعی این هستند که همه مردم ما نظام را قبول دارند؟ آیا کسانی که به هر دلیلی به نظام اعتقاد ندارند، حق زندگی در کشور را ندارند؟ آیا به صرف داشتن یک اعتقاد باید کلیه حقوق مادی و معنوی شان را گرفت؟ آیا این گروه حق شرکت در مجالس عزای حسینی را ندارند و باید به گونه ای با آنان برخورد کرد که نه تنها از نظام بلکه از دین هم زده شوند؟ شاید امثال آقای شریعتمداری بر این باورند که نمی توان به خاطر این گروه اندک با سکوت سیاسی در مجالس عزاداری، ارکان نظام را متزلزل کرد! به فرض اگر هم تعداد این گروه کم باشد که قطعا نیست، آیا توهین به آنان و حتی لعنت کردن شان که واژه های جا اُفتاده در ادبیات امروز ما هستند، پذیرفته است؟ چگونه است که به خاطر حفظ وحدت با اهل سنت حاضر به بی احترامی به مقدسات شان در مجالس نیستیم ولی مردمی که هم کیش و آیین ما هستند را به عنوان دشمن خود معرفی می کنیم؟

4- نتیجه عدم شناخت درست جایگاه ها در فضای سیاست زده کنونی کشور همین می شود که هرکس در هر سِمتی که دارد، به اظهار نظرهای غیراصولی و احساسی در سیاست می پردازد. وقتی یک مداح که تخصصش مداحی است و نه سیاست، این گونه راحت به اظهار نظر در مورد سیاست می پردازد، چطور می توان از یک راننده تاکسی توقع داشت که موقع رانندگی بر حسب شنیده های سیاسی خود، به انتقادهای احساسی از مسولین رده اول حکومتی نپردازد؟

5- اگر قرار به تبلیغ باشد، یک مداح یا سخنران با عملش، ادبش و هم چنین سخنان قوی و مستدل خود بهترین تبلیغ برای نظام است، نه با توهین، شانتاژ و سخنان بی پایه گفتن. البته شاید آقای شریعتمداری در مناسبت های مذهبی به مجالسی می روند که غیر از هم فکران شان کسی جرئت ورود به آن جا را پیدا نمی کند؛ اما من خودم بارها در مجالس عمومی پای سخنرانی برخی از وعاظ محترم در مناسبت های گوناگون مذهبی دیده ام که وقتی از دشت کربلا به یکباره می زنند به حفظ نظام، چطور غُرولند جوانان مجلس بلند می شود که بازهم شروع شد و تا آخر مجلس به جای گوش دادن به سخنرانی شروع می کنند به تعریف جُک های سیاسی برای هم!

در باب نقد مداحی سیاسی و مراسم سوگواری سیاسی برای سید الشهدا(علیه السلام)، حرف های بسیاری دارم؛ اما به جهت پرهیز از طولانی شدن حرف، از آن ها صرف نظر می کنم. در پایان صحبت هایم را با جملات زیبای مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی از قول آقای قرائتی به اتمام می رسانم که به ایشان فرموده بودند: بر تو حرام است وارد کار سیاسی شوی. برای اینکه تو در تلویزیون هستی و همهٔ خطوط سیاسی باید بنشینند و حرف تو را گوش بدهند. اگر یکبار یک موضع‌گیری کردی، عده‌ای گفتند: آفرین و عده‌ای ناراحت شدند، آنهایی که ناراحت شدند تلویزیون را خاموش می‌کنند. آن جمعیت میلیونی که تلویزیون را خاموش می‌کند، گناه‌شان گردن تو است. تو چون می‌خواهی کار فرهنگی کنی، اصلاً نباید وارد جریان‌های سیاسی شوی.(1)

پ.ن: امیدوارم نقد و تحلیل نوشته های مدیرمسول روزنامه کیهان جزء خطوط قرمز نظام نباشد.

نوشته شده توسط علی شجاع در پنجشنبه هفدهم آذر 1390 |