تبليغاتX
درد و دل های یک دانشجوی مسلمان

والعصر..

إن الإنسان لفي خسر..

إلا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر..

پ.ن: اعمالت که کشکیه، ایمان درست و حسابی نداری، حق رو هم که اصلا نمی تونی تشخیص بدی، صبر رو هم که نمی دونی یعنی چی؛ حالا بازم میگی که توی خسران نیستی؟

پ.ن2: قبول نداری؛ یه نیگاه به خودت بنداز!

پ.ن3: برای وقت هایی که فکر کردی کسی هستی، توصیه می شود..


برچسب‌ها: در مکتب کلام الله مجید
نوشته شده توسط علی شجاع در شنبه بیستم اسفند 1390 |

دلم میخواد روزی یه فاحشه سر راهم سبز بشه و اون قدر ایمان داشته باشم تا حتی بدون این که ذره ای فکر بد به ذهنم خطور کنه و حتی بدون این که بخوام بهش دست بزنم؛ اونقدر بهش محبت کنم تا تمام سختی هایی که توی زندگیش کشیده جبران بشه و به معنای واقعی کلمه احساس خوش بختی بکنه...

پ.ن: البته گفته باشم؛ الان آمادگیش رو به هیچ وجه ندارم!


برچسب‌ها: چرندیات
نوشته شده توسط علی شجاع در شنبه بیستم اسفند 1390 |

من هم روزی در آسمان ها پرواز می کردم و لذت سوار باد بودن را تجربه می کردم. از تو غافل شدم و گمان کردم خودم بوده ام که تا بدین جا پر زده ام..


به جرم این توهم باطل یارای پرواز را از من گرفتند تا آن چنان سقوط کنم که ظرف چشم به هم زدنی، تمام آن چه را که تو برایم فراهم نموده بودی، از کفم برود و نصیبی جز حسرت برایم نماند. در حین سقوط تمام آن چه را که از صدقه سر تو به من عنایت کرده بودند، از پیش چشمانم گذشت تا بلکه دوباره هوای پرواز بردارم و راهی آغوش تو شوم. اما افسوس که هرچه از تو دورتر می شدم، دنیا و دنیادوستان بیشتر به چشمانم می آمد و آسمان و آسمانی ها کمرنگ و کمرنگ می شدند.


بال و پر که شکسته شده باشد، پریدن سخت است. سقوط جوری بال و پر آدم را می شکند که انگار نه انگار روزی منزلش در آسمان ها بوده است. امروز که این گونه به خاک ذلت نشسته ام، شرمنده نادانی های خود شده ام و از روی تو خجالت زده ام. کاش می شد گوشه ای پنهان از دیدگانت بیابم تا با دیدن من غم و اندوهت از این که هست بیشتر نگردد..


اما تو؛ مگر می شود بال و پرشکستگان را نبینی؟ تو طبیبی هستی که منتظر آمدن مریضت نمی مانی و با پاهای خودت برای معالجه به بالین او می آیی. این تنها دستان توست که می تواند التیام بخش بال و پر شکسته ام باشد. یک نوازش هم مرا بکنی کافی است تا تمام زخم هایی که عمق وجودم را فراگرفته بهبود یابد..


دستان تو آشیانه ای است برای همه دل هایی که زمین گیر شده اند و معراجی است برای تمام بال و پر شکستگانی که هوای دوباره پریدن دارند. دانه دادن به بدی چون من با دستان خوبی چون تو؛ بیش از این شرمنده ام مکن..


مرا پرواز هم که بدهی، باز هم هیچ کجا بهتر از آغوش تو نیست..


پ.ن: چون من شکسته ای را از پیش خود چه رانی

                                 کم غایت توقع بوسیست یا کناری..


برچسب‌ها: دل نوشته ها
نوشته شده توسط علی شجاع در شنبه بیستم اسفند 1390 |

انتخابات مجلس نهم هم تمام شد. بهتر است مسئولان به این نکته توجه داشته باشند آمار حضور مردم در انتخابات اگرچه ظاهرا باب میل شان بوده است، اما در هر حال عده نسبتا زیادی از مردم(در خوش بینانه ترین حالت آمار وزارت کشور 35.6% واجدین شرایط) در انتخابات شرکت نکردند. بد نیست این روزها به جای مایه گذاشتن از مردم، با واقع بینی به دنبال ریشه یابی این نکته باشند که چرا برخی از دلسوزان نظام در انتخابات شرکت نکردند. در همین راستا بد نیست دلایلی را که یک فرد دلسوز و منتقد اوضاع کشور برای عدم شرکت در انتخابات داشته، بار دیگر با زبان الکن خود بیان کنم تا حق خیرخواهی در خفا و علن که به فرموده امیر مؤمنان حاکمان بر گردن مردم دارند (نهج البلاغه - خطبه 34) را تا حدی ادا نموده باشم. هرچند که شخصا توفیق اجباری شامل حالم شد و به احترام امر والدین در آخرین ساعات رای گیری در انتخابات حاضر شدم، اما مدت ها قبل از انتخابات با در نظرگرفتن شرایط و رصد اوضاع کشور به نتایجی رسیدم که رای به نفع عدم شرکت در انتخابات می داد. به هر حال کسانی که من را می شناسند می دانند که من نه دشمن نظامم و نه زیر لوای هیچ کدام از جناح های سیاسی کشور هستم. این دیدگاه ها را از سر خیرخواهی در قالب چند سوال مکتوب کردم تا هم عاجزانه از دلسوزان نظام بخواهم تا فکری به حال شرایط نابه سامان امروز کشور عزیزمان بنمایند و هم این که از نظرات دوستان استفاده کنم. البته در این مسیر از جزئی نگری و ذکر مصادیق زیادی که برای این دلایل دارم تا حد ممکن صرف نظر کردم. بنابراین از برادران و خواهران دینی تقاضا دارم تا از نظرات خود در این مورد بنده را نیز بهره مند سازند و اگر هم مطالبی که در این مطلب نوشته ام مورد رضایت شان نیست، از حقیر دلگیر نشوند و این گونه نباشد که خدای ناکرده به خاطر یک متن سیاسی که بعد از مدت ها نوشته ام، ارتباط خود را با سایر مطالب بلاگ درد و دل های یک دانشجوی مسلمان کمرنگ نمایند. اما مشروح این دیدگاه ها از این قرار است:

1)      بد نیست از خودمان بپرسیم که چرا حکومت تنها نقش مان را به حضور در انتخابات و راهپیمایی ها خلاصه کرده است. چرا در جامعه امروز ما به مردم صرفا به دید ابزاری برای مشروعیت بخشی به حکومت نگاه می شود؟ چرا تا قبل از انتخابات مردم ملزم به انجام تکلیف شرعی شان هستند و بعد از حضورشان در انتخابات صرفا به ابزاری برای  پُز دادن مسولان تبدیل می شوند؟ گویی بعد از انتخابات دیگر تکلیف شرعی مردم تمام می شود و دانشجو باید درسش را بخواند، معلم درسش را بدهد و کشاورز سر زمین به کشت و کار بپردازد. در حالی که تکلیف شرعی بزرگ تر از شرکت در انتخابات که باید بر آن تاکید گردد، پیگیری مطالبات، نظارت بر حکومت و حاکمان، نقد سازنده آنان و سر دادن فریاد عدالت طلبی در مواقع لزوم است. چرا پس از ریختن آراء مردم در صندوق ها، فضای سیاسی کشور که در زمان انتخابات اندکی باز شده، دوباره مثل قبل می گردد؟ به چه دلیل پس از انتخابات حکومت تمایلی برای خبردار شدن مردم از وضع کشور حتی در پیشآمدهای مهم سیاسی ندارد و رسانه های حکومتی که در دسترس ترین ابزار برای اطلاع یافتن مردم از اوضاع کشور هستند، رخداد های سیاسی را انعکاس نمی دهند یا مطابق میل خودشان اطلاع رسانی می کنند؟

2)      چرا هیچ گاه در سناریوی دشمن شناسی که قبل از انتخابات به عنوان اهرم فشار برای جمع کردن آراء منتقدان مورد استفاده قرار می گیرد، همیشه از دشمنان خارجی نظام نام برده می شود و هیچ گاه به هشدار در مورد کسانی که در لباس دوست و تحت لوای "ولایت" به سرکوب مخالفان شان می پردازند، پرداخته نمی شود؟ چرا در گفته های حاکمان تنها روی استکباری ستیزی تاکید می گردد و استبداد ستیزی که جزء شعارهای عمده انقلاب اسلامی مان بوده، در کردار و گفتار مسئولان روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر می شود؟ به راستی امروز نظام ما از کدام گروه از دشمنان بیشتر ضربه می خورد؟ از دشمنان قسم خورده انقلاب که برای هر ایرانی شناخته شده هستند یا افراد مدعی ولایت مداری که در لباس دوست ظاهر شده اند و روزی نیست با اقدامات افراط گرایانه شان، بهانه ای دست همان دشمنان کینه توز خارجی ندهند؟ همان ها که بر طبل تفرقه در جامعه اسلامی کوفتند و جرئت اظهار نظر را از دلسوزان و منتقدان نظام سلب کردند . در حکومت چه ساختاری برای مبارزه با این افرادِ لباس تزویر پوشیده وجود دارد تا بتوان در راهکاری غیر از عدم شرکت در انتخابات به آنان اعتراض نمود؟

3)      چه راهی برای رساندن صدای انتقاد به گوش حاکمان وجود دارد؟ چه ساختاری برای شنیده شدن نقدهای دلسوزان کشور برای حاکمان وجود دارد؟ آیا جز تخریب و تهدید منتقدان توسط سینه چاکان، اقدام دیگری صورت می گیرد؟ چرا از معدود خواص و دلسوزان جامعه که برای احقاق مطالبات مردم از مسئولان گاهی لب به شکایت باز می کنند، هیچ حمایتی به عمل نمی آید؟ چرا هزینه انتقاد کردن برای دلسوزان کشور تا این اندازه زیاد شده که اکثرا یا سکوت اختیار می کنند یا به اتخاذ مواضع دوپهلو می پردازند؟ چرا برخی دستگاه های کشور جزء خط قرمزهای حکومت به حساب می آید و هیچ کس حق انتقاد از آن ها را ندارد؟ آیا حقوق متقابل مردم و حاکم آن چنان که امیرالمومنین مولا علی علیه السلام از مردم می خواهد تا با ظاهرسازی با او رفتار نکنند و از گفتن حق و مشورت در عدالت خودداری نکنند، در حکومت رعایت می شود؟(خطبه 216- ترجمه دشتی) آیا احقاق حقوق مردم و حاکم تکلیف شرعی نیست؟  چه راهی غیر از شرکت نکردن در انتخابات پیش روی منتقدان و دلسوزان کشور وجود دارد تا به حاکمان بفهمانند که عملکردشان مورد سوال است و باید سعی در بازگرداندن اعتماد از دست رفته خواص جامعه به حکومت نمایند؟

4)      چرا حکومت برای برای متقاعد کردن مردم برای شرکت در انتخابات به اقدامات بی ارزشی مانند تبلیغ و تهدید  دست می زند؟ اگر مردم ما به حکومت اعتماد دارند، پس علت تبلیغات گسترده رسانه ای قبل از انتخابات چیست؟ تبلیغاتی که در خیلی موارد مجوز افعال حرام از قبیل پخش موسیقی های نامتعارف و .. هم به وسیله آن صادر می شود.  از طرف دیگر سعی برای ترساندن مردم و این که عدم حضور آنان در انتخابات برای شان گران تمام می شود، از ناحیه کدام عقل سلیمی توجیه پذیر است؟ وارد کردن کامپیوتری مشخصات فرد رای دهنده که قرار بود در انتخابات امسال اجرایی گردد که بر خلاف وعده ها انجام نشد، از جمله مسائلی بود که شائبه ایجاد سوء سابقه در پرونده الکترونیکی افرادی که تمایلی به شرکت در انتخابات نداشتند را به وجود آورده بود. هم چنین بررسی صفحه آخر شناسنامه توسط گزینش برای استخدام، اگرچه مشارکت مردم را بالا می برد، اما به هیچ وجه انسانی و اسلامی نیست. وجود 10درصدی آراء باطله در شهر تهران در راستای این نکته دور از ذهن نیست.  آیا بهتر نیست مسؤلان به جای استفاده از سلاح تبلیغ و تهدید برای افزایش مشارکت، اجازه برگزاری انتخابات آزاد با حضور همه سلایق را بدهند تا مردم این گونه تشویق به حضور در پای صندوق های رای شوند؟

5)      چرا بعد از داشتن هشت دوره مجلس شورای اسلامی، هنوز شان و استقلال این مجلس مشخص نیست؟ چرا عده کثیری از نمایندگان با استفاده ابزاری از نام ولایت مقاصدشان را پیش می برند؟ چرا هنوز دخالت های فراوانی از طرف دستگاه های صاحب قدرت و نفوذ بر تصمیمات مجلس صورت می پذیرد و در نتیجه آن ها مجلس به نهادی شِبه فرمایشی تبدیل شده است.


برچسب‌ها: سیاسی نوشت
نوشته شده توسط علی شجاع در جمعه نوزدهم اسفند 1390 |
می دونم اسباب زحمتم؛

می دونم مرتب دلت رو می شکونم؛

می دونم دلت از دستم خونه؛

اما..

مال بد بیخ ریش چه کسی غیر از صاحبش می تونه باشه..

جان عزیزت رَدم نکن برم..



برچسب‌ها: دل نوشته ها
نوشته شده توسط علی شجاع در سه شنبه نهم اسفند 1390 |

اگه تصمیم گرفتی توی انتخابات شرکت کنی،

وجدانا یکی رو واسه نمایندگی انتخاب کن که به قسمی که اول راه میخوره،در هر شرایطی پایبند باشه..


برچسب‌ها: سیاسی نوشت
نوشته شده توسط علی شجاع در دوشنبه هشتم اسفند 1390 |




پ.ن: این حدیث زیبا نوشته شده با خط زیبای یکی از دوستان هست که لطف کردند و به من هدیه کردند.
تصمیم گرفتم عکس این نوشته زیبا رو در این جا بذارم تا بقیه هم از این حدیث زیبا حظ لازم ببرند.
 از این هنرمند و دوست عزیزم که منو شرمنده کردند، بسیار سپاس گزارم..


برچسب‌ها: در مکتب اهل بیت علیهم السلام
نوشته شده توسط علی شجاع در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 |

دوس دختر اگه خوب بود، خدا هم واسه خودش دوس دختر می گرفت!

پ.ن: از استدلالات فلاسفه ی بابصیرت در بابِ اثبات نفی پدیده ی تقارنِ ایام الله بیست و دوم بهمن با ایام الولنتاین..

پ.ن2: مخاطبِ خاص که هیچ، مخاطبِ عام هم ندارد!




برچسب‌ها: چرندیات
نوشته شده توسط علی شجاع در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 |